257اين تصور خطاست كه گفته شود پس از تصرف ممالك تحت سلطه مماليك، نوعى همگونى مذهبى به وجود آمد، به عكس، به جز يك استثناى برجسته مانند مصر، اين امر (ناهمگونى) با تبليغات شديدتر صفويان دنبال شد، به طورى كه صفويه با رد كردن عقايد افراطى و پذيرفتن نوعى تشيع معتدل و ميانهرو، اميد كسب هوادارى جوامع كوچك اما ريشهدارى را داشتند كه در سراسر سرزمينهاى عربى امپراطورى پراكنده بودند.
يك نگاه سريع به نقشه مذهبى امپراطورى توسعه يافته، خود گوياى اين واقعيت است كه مذهب شيعه امامى تا حدود زيادى در عراق، بحرين، شرق جزيرة العرب، يمن، حجاز، لبنان، سوريه و نيز ميان اكثريت شهرهاى مركزى مانند بغداد، بصره، و شهرهاى مقدس عراق، و همچنين حلب، دمشق، صيدا، مرسا و بالأخره دو شهر مقدس مكه و مدينه حضور داشته است.
اين مقاله تحقيقى عميق، درباره «اوضاع تشيّع در امپراطورى عثمانى» نيست، بلكه اميد آن، تنها مشاركت در بررسى تاريخ تشيع در قلمرو عثمانى در قالب بررسى پنج مورد است كه اولا نمونه برخورد دولت عثمانى است با تشيع و ثانيا نمودار وضعيت و گرايشهاى جوامع شيعى است كه تحت سيطره حكومت سنىها زندگى مىكنند؛ مكه و مدينه، جبل عامل، حلب و دمشق.
تشيع در مكه و مدينه
حضور تشيع يا هوادارى از على(ع) به صورت فردى يا خاندانى در مكه، و نيز به صورت عناصر محلى يا مهاجر از نقاط ديگر، به طور جدى با تاريخ اين شهر به نخستين روزهاى حضور اسلام در آن باز مىگردد. ظهور سلسله خودمختارِ محلى خاندانِ شيعى بنىالحسن، به روشنى از موقعيت بالا و ماهيت اين حضور خبر مىدهد.
مسألهاى كه براى مدتى طولانى مورد غفلت بوده، موضع گرايشهاى شيعى سه