248در سال 1157 به دليل رخدادهاى عراق و تسلط نادر شاه بر برخى از مناطق تحت سلطه عثمانىها، يكى از علماى شيعه نزد شريف مكه كه آن زمان امير مسعود بود آمده و گفت كه با خليفه عثمانى موافقت شده تا «مذهب جعفرى» به رسميت شناخته شده، در كنار ائمه مذاهب چهارگانه، امامى از جعفريه نيز در مسجد نماز بگزارد. به دنبال اين ماجرا، اوضاع آشفته شد. و وزير تركِ جده، پيغام فرستاد تا آن شخص را تحويل او بدهند؛ اما شريف مكه از اين كار خوددارى كرد؛ در عين حال براى آنكه متهم به تشيّع نشود، دستور داد تا در آن شب بر تمامى منابر، «روافض» لعنت شوند.
سومين خاطره از وضع شيعه در مدينه و آن هم نسبت به بقيع، [و اين البته مربوط به قرن اخير است] از ابراهيم رفعت پاشا در مرآةالحرمين آمده است: او ضمن وصف بقيع، پيرامون مدفونين اين مكان شريف و تخريب قبههاى آن توسط وهابيون، مىنويسد: مردم مدينه هر پنجشنبه، براى زيارت قبور، به بقيع آمده و ريحان بر روى قبور مىريزند. اما شيعيانى كه مىخواهند به قبّه اهل بيت(عليهم السلام) وارد شوند، تنها با پرداختن 5 قروش مىتوانند اجازه ورود بيابند.
مجاورت علماى شيعه در مكه و مدينه
به عهد صفوى، تعداد زيادى از عالمان شيعه مجاور مكه و مدينه بودند. اين عالمان در آنجا حوزه بحث و درس داشته و بعضاً نزد علماى عامه نيز تحصيل مىكردهاند. وجود شيعه در مكه و مدينه در قرن نهم، كه مورد تأييد ابن حجر هيتمى قرار گرفته، وجود آنان را در آن محيط ايجاب مىكرده است. بسيارى نيز بر اثر جاذبه محيط حرمين شريفين، مجاورت آن ديار را بر نقاط ديگر ترجيح داده در آنجا سكونت مىگزيدند. درگيرىهاى دولت عثمانى با صفوى، مشكلاتى را براى شيعيان ساكن در مناطق تحت سلطه عثمانىها و نيز حجاج فراهم مىكرد؛ گفته شده كه در سال 1042 به دليل سلطه ايرانيان بر بغداد در فاصله سالهاى 1033 تا 1042، از ورود حاجيان ايرانى به مكه جلوگيرى شد. تبليغات