244مىگويد: تقيّه در اين موارد واجب است. او از پدرش نقل مىكند كه ملا خليل قزوينى به حج مشرف شده و اين مشكل مطرح شد؛ او از آنان پيروى نكرده و زمانى كه رؤساى آنان متوجه شدند، حكم به قتل او كردند. ملا خليل در تنورى مخفى شده و به [نقطهاى از] حجاز رفت و تا موسم آينده در آنجا باقى ماند. در وقت آمدن به موسم، در قيافه هيزمكش و خاركن در ميان قافله به مكه درآمده، حج انجام داد و برگشت.
او مىافزايد: فاضل ديگرى (كه در حاشيه همان كتاب، ملا زين العابدين [بن نورالدين] ياد شده) از آنان پيروى نكرده و به قتل رسيد. رضوى مىگويد: البته فقيهانى نيز بوده اند (مثل ملا هادى در كاشان) كه حج اين موارد را نيز درست مىدانستهاند. موارد ديگرى را نيز از اين نمونه فقيهان ياد كرده كه يكى مير عبدالغنى است. از ابن الخراسانى نيز نقل كرده كه وقتى از سفر حج برگشته گفته است كه اين حج، حج واجب او نبوده و او قبلًا حج واجب خود را انجام داده بوده است. او بعد از حج، عمره مفرده انجام داده و از احرام درآمده است.
كشتن علماى شيعه به جرم تلويث كعبه
اتهام تلويث و يا تنجيس بيت اللَّه الحرام، يكى از اتهامات دست ساخته تركان عثمانى است كه از روى نابخردى و صرفاً براى بىاعتبار كردن مذهب شيعه و به دست دادن بهانهاى براى قتل شيعه، ساخته شده بود. در سال 1088، واقعهاى در مكه رخ داد كه نشانگر خبث ذاتى برخى از متعصبان ترك بر ضد شيعيان بود. اين حادثه را دو تن از معاصران آن گزارش كردهاند. عصامى (1049 - 1111) كه خود در همان زمان در مكه بوده مىنويسد: در روز پنجشنبه هشتم شوال 1088 حادثه غريبى در مكه رخ داد و آن اينكه در شب آن روز، حجرالاسود، باب و پرده كعبه، مصلاى جمعه به چيزى شبيه عذره، آلوده شده و هر كس مىخواست حجر را ببوسد، دست و صورتش آلوده مىشد. اين سببِ تحريك مردم و تركان شد. آنان جمع شدند و همه جا را شستشو دادند. در