243حج آن سال درست نبوده و حكم حاجيان آن سال، حكم الاغ وطى شده است! (كه بايد او را آتش زد). وى دفعات ديگرى را نيز مثال زده كه علىرغم حكم اعلام شده فقهاى مذاهب اربعه، حج آن سال را فاسد اعلام كردند.
در اين موارد دو مسأله براى شيعيان مطرح مىشد؛ يكى اينكه شيعيان از سنيان متابعت كنند و ديگر آنكه متابعت نكنند.
در صورت اول روشن بود كه حج آنها ناقص بوده و حجاج مُحْرم باقى مىماندهاند؛ در اين وضع، اگر كسى مىخواست از حال احرام بدر آيد به چه صورت ممكن بود؟ آيا به «هَدْى» مىشد (كما اينكه رضوى از مرحوم مجلسى، نقل مىكند، برگ 48 - پ) يا به «عمره مفرده» مؤلف ما رأى اول را مىپذيرد؛ مگر آنكه از ايام حج بگذرد و هدى نكند كه در آن صورت بايد عمره مفرده انجام دهد.
بر اساس فتواى كسانى كه عمره مفرده را، راه در آمدن از احرام مىدانستند، حاجيانى كه در اين سالها عمره مفرده انجام نداده بودند هنوز مُحْرم بوده و حق نزديك شدن به همسر خود را نداشتند. لذا رضوى مىگويد: علماى اصفهان، قم و شيراز حاجيان را از ورود به شهر منع مىكردند تا اينكه مرتكب زنا نشوند. براى افرادى كه نيابتى رفته بودند، پرداخت نصف اجرتِ مقرر را بر ورثه ميت لازم مىدانستند. او مىگويد كه وقتى در سال 1099 عازم حج شدم ابتدا [از كاشان] وارد اصفهان شده و در آنجا نزد عالم فاضل ملا ميرزا كه شيروانى بود رفتم؛ او از من پرسيد: آيا قصد سفر حج دارى؟ گفتم: آرى. گفت: چون امسال ترس از «حج اكبر» و مشتبه شدن امر وجود دارد؛ من شاگردان و نزديكانم را از رفتن منع كردم. رضوى مىگويد آن سال موافق ميل سنىها، حج اكبر رخ داد؛ اما اختلافى در رؤيت نبوده و لذا مشكلى پيش نيامد.
فرض ديگر آن بود كه شيعيان از سنيان پيروى نكنند. در اين صورت مشكل ديگرى كه براى شيعيان به وجود آمد آزار و اذيت و احياناً كشته شدن آنها بود. رضوى