182نمود) مواجه شده، نخواسته يا نتوانسته است حقيقت را اعتراف كند. از اين رو شروع به ايراد تراشى نموده، مىگويد: اين حديث بر فرض كه سندش درست باشد بىاشكال نيست؛ زيرا سوره مكّى است در صورتى كه مصالحه فدك در سال هفتم هجرى و در مدينه واقع شده، پسبهتر است بگوييم حديث را شيعهها از خود درآوردهاند!
حقيقت اين است كه: نه روايت را شيعهها جعل كردهاند و نه آيه مكّى است.
اين دو روايت را حفاظ در كتب خود از راويان معتبر كه از ياران پيغمبر بودهاند، نقل كردهاند. چگونه است كه ابىسعيد خدرى و ابن عباس روايتشان در همه جا صحيح است غير از اين يك جا كه به ضرر ابن كثير تمام مىشود؟!
محمّد عبدالباقى در معجم المفهرس 1 به طور صريح مىنويسد: آيه مدنى است و ديگر اينكه بر فرض هم سوره مكّى باشد چنين نيست كه همه آياتِ آن هم بايد مكّى باشد؛ همچنانكه بسيارى از سورهها مدنى است ولى بعض از آيات آنها در مكّه نازل شده است.
و همچنين زمخشرى در كشاف 2 مىگويد: برخى گفتهاند: مقصود از ذوىالقربى در آيه، خويشان پيغمبر مىباشد و رازى در تفسير آيه مىگويد:
مقصود از ذوى القربى خويشان پيغمبر است، كه خدا امر كرده حقوق آنها را از خالصه و غنيمت پرداخت نمايند و اين معنى را احتمالًا اوّل آيه قرار داده. روى هم رفته از گفتار اين مفسران مىتوان فهميد كه روايت ابىسعيد و ابن عباس درست است.
پس از واگذارى فدك به فاطمه، ديگر حوادث مهمّى كه قابل ذكر باشد رخ نداده است.