155منقطع است؛ زيرا از وى به آن طرف، دست كم نام چند نفر افتاده است. نام اصلى ابن عايشه چنين است: عبيداللَّهبن محمدبن حفصبن عمربن موسىبن عبيداللَّهبن معمر تيمى (متوفاى 228). وى به دليل آنكه از نسل عايشه دختر طلحه است، به ابن عايشه مشهور است. همانطور كه از سال در گذشت و نام اجدادش بر مىآيد، از وى تا عصر رسول(ص) جاى چندين نفر در سند خالى است. اين مشكل سندى سبب شده است تا اكرم ضياء العمرى - مورخ و سيره شناس - بگويد: اخبارى كه درباره خواندن سرود «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَينا» رسيده، روايت صحيحى ندارد.
اما با وجود ضعف سند، گروه زيادى از عالمان، محدّثان و مورّخان؛ مانند ابن حبان، 1 ابن عبدالبرّ، 2 ابن قيّم، 3 ابن كثير، 4 سمهودى 5 و ديگران، آن را روايت كردهاند. سند غريب ديگرى هم براى آن هست كه مراغى آورده و آن را به مالكبن انس منسوب كرده، با اين عبارت شگفت كه: «صَعِدْتُ ذَوات الْخُدُورِ عَلَي الأجاجير ...» و سپس آن اشعار را آورده است 6 كه مقصود روى بامهاست. اما منهاى سند، اشكالاتىهم به متن اين سرود وارد كردهاند؛ يكى اين كه در اين سرود، نوعى نرمى و رقيق بودن هست كه در اشعار آن زمان وجود نداشته و به احتمال از اشعار قرن سوم است. ديگر آن كه اين سرود بر وزن بحر «رمل» است، در حالى كه وزن غالب بر اشعارى كه مرتجلا سروده مىشود، «رجز» است. به علاوه چگونه است با اينكه هنوز نام يثرب «مدينه» نشده در اين شعر گفته مىشود:
جئت شرّفت المدينة
مرحباً يا خير داع
نكته ديگر آن است كه همين خبر به عبارت ديگرى هم نقل شده؛ از جمله روايتى كه مسند است و سند آن به بريدةبن حصيب مىرسد، چنين است: پيامبر خدا(ص) از يكى از جنگها باز مىگشت، در اين هنگام كنيز سياهى آمد و گفت: اى پيامبر خدا، من نذر كردهام اگر شما سالم برگشتيد بالاى سر شما دف بزنم. حضرت فرمودند: اگر نذر