33حرص و ازدحام مردم، براى به دست آوردن يك يا دو تار مو، دليل محكمى است بر اين ادعا كه تبرك جستن به آثار رسول خدا(ص)، در ميان صحابه، امرى بسيار آشكار، همگانى و جايز و مشروع بوده است. در واقع، نفس عمل و امر رسول خدا(ص) بر جواز آن، كفايت مىكند و هيچكس نمىتواند منكر آن شود؛ مگر آنانى كه بويى از ايمان نبردهاند. 1
در كتاب «تاريخ الخميس» و «منهاج نووى» آمده است كه رسول خدا(ص) در حجة الوداع، وارد منا شد و رمى جمره كرد. سپس قربانى نمود و بعد به آرايشگر فرمود تا سرش را بتراشد و موهايش را به مردم بدهد.
در كتاب «مناسك كرمانى» نيز آمده است كه پيامبر(ص) بعد از رمى جمره عقبه، به منزلش در منا بازگشت، قربانىها را طلبيد، همه را ذبح كرد و سپس آرايشگر را خواست و دستور داد طرف راست سرش را بتراشد. موهايش را به ابوطلحه داد كه ميان مردم تقسيم كند و درباره موهاى طرف ديگر سرش نيز همين كار را كرد. نقل شده است كه چند موى جلوى سرش، نصيب خالد بن وليد گشت؛ چنانكه صاحب كتاب «الشفاء» مىنويسد، چند تار موى پيامبر(ص)، در كلاهخود خالد بود كه خالد از بركت آنها، در هر جنگى پيروز مىشد.
بخارى در صحيح خود، در باب وضو، از ابنسيرين روايت مىكند:
من به عبيده گفتم مقدارى از موى رسول خدا(ص) نزد ما هست و ما آن را از انس يا از خاندان انس، به دست آوردهايم. عبيده گفت: