200با امام، زبير و طلحه از امام خواستند تا حكومت كوفه و بصره (در برخى منابع، يمامه و بحرين) را به آنان واگذار كند. 1 اما آن حضرت، با مشاهده اشتياقى كه طلحه و زبير در دستيابى به قدرت از خود نشان دادند و نيز احساس خطرى كه از دستيابى آنان به ثروت و قدرت عراقين مىكرد، از واگذارى اين سمتها به آنان، خوددارى كرد و نياز خود را به حضور طلحه و زبير در مقر خلافت اظهار كرد. 2 پس از اين بود كه زبير بعد از گذشت چهار ماه از بيعت با امام(ع)، به بهانه بجا آوردن عمره، از مدينه خارج شد. 3 زبير و طلحه در مكه، با عايشه متحد شدند و با مقدمهچينىهاى معاويه، بصره را از ميان گزينههاى ديگر، براى مقصد برگزيدند. 4
در جنگ جمل، زبير پس از ساعتى از شروع نبرد و پس از قتل طلحه به دست مروان بن حكم 5، به دعوت امام على(ع)، با آن حضرت سخن گفت و امام، حديثى از پيامبر(ص) را به او يادآورى كرد كه زبير را از ستم به امام على(ع) و جنگيدن با وى، نهى كرده بود. با يادآورى اين حديث، زبير از جنگيدن، رويگردان شد و ننگ فرار را بر آتش جهنم، ترجيح داد. 6 افزون بر اين گفتوگو، شدت يافتن رقابت ميان طلحه و زبير و تمايل عايشه به طلحه 7 دعوت معاويه از زبير براى رفتن به شام 8 و اطلاع يافتن او از حضور عمار در لشكر امام على(ع) 9 را از ديگر عوامل كنارهگيرى وى، گفتهاند.