190هرچند حسن بصرى در منقبت اميرالمومنين(ع) سخن رانده و وى را در علم و ورع و شرف برتر امت دانسته است؛ 1 اما چنانچه پيش از اين ذكر شد مواضعى مخالف ايشان داشت. آمده است در جنگ جمل پس از ورود امام به بصره با حسن بصرى مواجه شد و به او فرمود: «وضويت را نيكو كن». او در پاسخ گفت: «ديروز كسانى را كشتى كه به غايت نيكو وضو مىگرفتند.» حضرت فرمود: «تو را چه شد كه همراه آنها در جنگ شركت نكردى؟» گفت: «خود را براى نبرد آماده كرده بودم و يقين داشتم كه تخلف از جيش امالمؤمنين كفر است، اما هر بار ندايى شنيدم كه مىگفت برگرد كه قاتل و مقتول هر دو در آتشند.» حضرت فرمود: «راست گفتى آن منادى برادرت ابليس بود؛ اما منظور او لشكر عايشه بود». 2 در ادامه زمانى كه حضرت به ايراد سخنرانى پرداختند، وى لوحى به دست داشت و سخنان حضرت را مىنوشت. حضرت فرمودند: «هر قوم را سامرى است و اين حسن بصرى سامرى اين امت است.» 3
هرچند بصرى نگاه مثبتى به جنگهاى اميرالمومنين(ع) نداشت، با اين حال اين حديث از چند جهت چندان درست به نظر نمىآيد. اولا حسن بصرى در اين زمان بر اساس سال ولادت كمتر از پانزده سال داشته است و بيان چنين سخنانى در مورد فرد كم سن و سالى كه شايد هنوز به بلوغ نرسيده باشد، روا نيست. علاوه بر اين چنان كه در منابع آمده است وى تا يك سال پس از نبرد صفين در مدينه بوده است. 4
هر چند صحت اين روايت مورد ترديد است؛ اما روايات ديگرى وجود دارد كه به درستى مواضع ائمه(عليهم السلام) را نسبت به وى انعكاس مىدهد. به عنوان مثال در دورهاى كه شبهاتى پيرامون مساله قضا و قدر مطرح مىشد، حسن بصرى ضمن نامهاى به امام حسن مجتبى(ع) مىنويسد: «شما خاندان نبوت و معدن حكمت هستيد، شما را خداوند كشتى