189حسن بصرى مردى بسيار اندوهگين و محمد بن سيرين فردى شوخ و خندهرو بود. حسن بصرى براى خشنودى خدا سخن مىگفت و اعتراض مىكرد و محمد بن سيرين براى خشنودى خدا سكوت مىكرد. 1
حسن بصرى جلسات موعظه داشت و همه عرفا و گوشهنشينان بصره نزد او مىآمدند و سخنان او را مىشنيدند. 2 نقل شده كه در منزلش مجلس خاص داشت كه در آن جز در معانى زهد و پارسايى و علوم باطن سخن نمىگفت. تمام سخنان محفل او از آن جهان و آخرت بود و پس از نقل داستانهاى آموزنده دستهاى خود را براى دعا بلند مىكرد. 3 احمد بن اسحاق نقل كرده كه گفتهاند هيچكس را ترسانتر از حسن بصرى و عمر بن عبدالعزيز نديدهام، گويى كه آتش دوزخ فقط براى آن دو آفريده شده است؛ 4 اما در حلقه خود در مسجد حديث و فقه و علوم قرآن و لغت و ساير علوم مىگفت و اگر درباره تصوف از او سوالى مىشد، پاسخ مىداد. 5 از وى مواعظ و لطايفى در كتب تاريخى نقل شده است. 6
حسن بصرى به عنوان يكى از مهمترين مصادر روايى اهل سنت از جايگاه خاصى برخوردار است و ديدگاه وى مورد توجه عامه بوده است. هرچند وى به مقام و منزلت و رفعت علمى خاندان اهل بيت واقف بود؛ اما با اين حال خود را به شكل مستقل صاحب راى و نظر مىدانست و در مقابل اهل بيت دستگاهى علم كرده بود؛ چنان چه امام باقر(ع) به شكوه از او گفتهاند كه ابوحنيفه اصحاب دارد، حسن بصرى هم اصحاب دارد. 7