444بنابراين، نسبت جيلى به معناى منسوب به سرزمين گيلان، در آن زمان رايج و شناخته شده بوده و ورود فقهاى ديگرى نيز به بغداد، پيش از عبدالقادر گيلانى، بىسابقه نبوده است.
(تصوير شماره 252-253)
در ضمن همانگونه كه در ادامه، بيان خواهد شد، پدربزرگ مادرى شيخ عبدالقادر، ابىعبدالله صومعى زاهد بوده است كه به نظر مىرسد، نسبت وى به «صومعه»، يعنى به صومعهسراى كنونى (در استان گيلان، نزديك شهر رشت) بوده است؛ زيرا ما شخصيت ديگرى نيز با اين نسبت، به نام ابوبكر محمد بن مخلد صومعى طبرى مىشناسيم 1 كه وجود نسبت طبرى، يعنى انتساب وى به طبرستان (مازندران)، مىتواند قرينهاى بر انتساب وى، به صومعهسرا باشد.
همانند اختلاف موجود در نسبت شيخ عبدالقادر، در نسب وى نيز اختلاف نظر وجود دارد. ابنجوزى و نوه وى، سبط ابنجوزى، نسب وى را بهصورت عبدالقادر بن ابىصالح ذكر كردهاند. 2 اما ذهبى در سير اعلام النبلاء، بهصورت «عبدالقادر بن ابىصالح عبدالله بن جنگىدوست» آورده است. 3 ابنرجب در طبقات الحنابله، بهصورت عبدالقادر بن ابىصالح بن عبدالله بن ابىعبدالله بن عبدالله بيان كرده و نسب وى را به امام حسن مجتبى(ع) رسانده است 4 كه گويا در اين نسب، تحريف و اشتباهاتى، صورت گرفته است.
قطبالدين يونينى و ديگران، نسب وى را به ترتيب زير، به امام حسن مجتبى(ع) رساندهاند: عبدالقادر بن ابىصالح موسى بن عبدالله بن يحيى الزاهد ابن محمد بن داوود بن موسى بن عبدالله بن موسى الجون بن عبدالله محض ابن حسن مثنى بن