418ساختمان و گنبد روى اين قبر، از آثار يكى از واليان بغداد در دوره عثمانى است و متصل به آن، مسجدى وجود دارد كه اداره اوقاف بغداد آن را در سال 1380ه .ق- 1961م، بازسازى كرده است. 1
(تصوير شماره 242)
ابونصر بشر بن حارث مَروزى، ملقب به «حافّى» (برهنه)، از عرفاى بزرگ قرون اوليه اسلامى است كه در نيمه دوم قرن دوم و اوايل قرن سوم هجرى مىزيست. نسب او را بشر بن حارث بن عبدالرحمان بن عطاء بن هلال بن ماهان بن عبدالله (بَعبور) نوشتهاند. 2 گويند جد اعلاى وى، بعبور، به دست اميرمؤمنان على(ع) اسلام آورد و حضرت، نام وى را عبدالله گذاشت. 3
بشر در سال 150 يا 152ه .ق، در يكى از روستاهاى مرو كه نام آن را به اختلاف، «بَكِرد» يا «مابَرسام» نوشتهاند، به دنيا آمد. 4 در نوجوانى، از مرو به بغداد رفت و در آنجا، به گروه فتيان (عياران) پيوست و از سرهنگان آنها شد. 5 روزى كاغذپارهاى را كه اسم خداوند بر آن نوشته شده بود، از سر راه برداشت و آن را پاك و خوشبو كرد. همان شب در خواب به او گفته شد كه چون نام خدا را از زمين برداشتى و معطر ساختى، خداوند نيز نام تو را در دنيا و آخرت، نيكنام مىسازد و همين خواب، سبب توبه او شد. 6
اما براساس برخى از منابع شيعه، بشر حافى در ديدار با امام موسى كاظم(ع)، توبه كرده است. داستان توبه وى به نقل از علامه حلى در منهاج الكرامه، چنين بيان شده است:
روزى امام كاظم(ع) از كنار خانه بشر مىگذشت. آواز غنا و ساز شنيد و كنيزكى بر در خانه ديد. از او پرسيد كه اى كنيز! صاحب تو، آزاد است يا بنده؟ كنيز