419گفت: «آزاد است». حضرت(ع) فرمود كه راست گفتى؛ اگر او بنده مىبود، بندگى مىكرد و از خداى تعالى ترس مىداشت. پس آن كنيزك به داخل رفت و ماجرا را به بشر گفت. بشر، متنبه شد. پاى برهنه، از خانه بيرون آمد و به دنبال امام(ع) شتافت و وقتى به امام رسيد، خود را به پاى ايشان انداخت و توبه كرد. او از آن پس، همواره برهنه بود و ازاينرو به «حافى» ملقب گرديد. 1
در منابع تصوف، از بشر نقل شده است كه او خود درباره لقبش، گفته است:
«آن روز كه با خدا آشتى كردم، پاى برهنه بودم و اكنون شرم دارم كه كفش در پاى كنم. زمين، بساط حق است و روا نيست كه بر بساط او، با كفش گام بردارم». 2
بشر حافّى، محدث نيز بود و نامش، در سند برخى احاديث منابع اهلسنت، به چشم مىخورد. او همراه مالك بن انس حج بهجا آورد و نزد او، به سماع حديث پرداخت. 3 او در فقه، پيرو مذهب سُفيان ثورى (متوفاى 161ه .ق) بود و از مجموع احاديث منقول از وى، مُسندى فراهم آورد. 4
سرانجام بشر حافى در سال 227ه .ق، در بغداد، درگذشت. 5 گفتهاند اجتماع مردم در تشييع جنازه وى، چنان بود كه ساعتها طول كشيد تا جنازهاش به گورستان برسد. 6 مورخان بزرگ بغداد، نظير خطيب بغدادى و ابنجوزى، قبر وى را در قبرستان «باب حرب» كه احمد بن حنبل در آن دفن شده است، تعيين كردهاند. 7 على بن ابىبكر هروى نيز به وجود قبر وى در قبرستان شونيزيه، اشاره كرده است. 8
(تصوير شماره 243)