266ابىليلى حكمى صادر كرد و نوح بن درّاج كه در مجلس حاضر بود، به او هشدار داد. ابن ابىليلى نيز در حكم خود انديشيد و از آن بازگشت. ابنشبرمه در اينباره چنين سروده است:
كادت تزلّ بها من حالق قدم
نزديك بود كه پاى قاضى بلغزد. ولى نوح بن دراج از اين كار جلوگيرى كرد. نوح هنگامى كه لغزش قاضى را مشاهده كرد، توانست از معدن حكمت خويش، آن را تصحيح نمايد.
مىگويند كه صاحب قضاوت اشتباه، قاضى ابن شبرمه بود؛ نه ابن ابىليلى. موضوع نيز اينگونه بوده است كه مردى ادعا كرد نخسلتانى براى وى است و شهودى نيز آورد و آنان گواهى دادند كه نخلستان از آنِ اوست. ابنشبرمه از آنان پرسيد: «چند نخل، در آن نخلستان وجود دارد؟» آنان گفتند: «نمىدانيم». پس ابن شبرمه، شهادت آنان را نپذيرفت. نوح رو به او كرد و گفت: «تو در اين مسجد، سى سال است كه قضاوت مىكنى و هنوز نمىدانى كه در آن، چند ستون است»! قاضى چون اين را شنيد، به مدعى گفت: «شهود خود را دوباره فراخوان». سپس حكم كرد كه آن نخلستان، به او بازگردد. 1
مورخان، وفات نوح بن درّاج را به سال 182ه .ق، در بغداد نوشتهاند. 2
ايوب فرزند نوح: نوح بن دراج، فرزندى به نام ايوب داشت كه از ثقات محدثان به شمار مىآيد و علماى رجال شيعه، از وى تجليل كردهاند؛ از جمله شيخ طوسى و برقى در رجال خود، او را در زمره اصحاب امام رضا(ع)، امام محمد جواد(ع) و امام هادى(ع) برشمردهاند. 3