238من بر بهشت، چيزى را برنمىگزينم؛ اگرچه قطعه قطعه شوم و مرا در آتش بسوزانند». 1
بنابر روايتى، حُرّ از امام(ع) تقاضا كرد كه چون نخستين كسى بود كه بر امام خروج كرد، امام اجازه دهد كه نخستين مبارز و شهيد باشد. 2 او پس از پيوستن به امام، بلافاصله راهى ميدان نبرد شد و رو به لشكر كوفه ايستاد و آنان را به سبب پيمان شكنىشان، سرزنش كرد. سپس در حالىكه رجز مىخواند، به لشكر عمر سعد حمله برد و تعدادى از آنان را به هلاكت رساند. 3 به گفته طبرى، دو نفر از آنان، به نامهاى يزيد بن سفيان و مزاحم بن حُرَيث را كشت. 4 او سرانجام پس از چندين نوبت نبرد، به دست ايوب بن مسرّح، به شهادت رسيد. 5 ياران امام(ع)، جسد بىرمق او را از منطقه نبرد دور كردند و امام(ع)، خود بر بالينش نشست و در حالىكه او را نوازش مىكرد، فرمود: «انت الحرّ كما سمّتك امك وأنت الحرّ في الدنيا وأنت الحرّ في الآخرة»؛ «تو آزاد مردى؛ همانگونه كه مادرت تو را حُرّ ناميد. به راستى تو در دنيا و آخرت، آزادمرد و سعادتمندى». 6
در زيارت رجبيه، دو بار و در زيارت ناحيه مقدسه، يك بار، به وى سلام داده شده است: «السلام على الحرّ بن يزيد الرياحي». 7گفتنى است، به گزارش برخى منابع متأخر، پسران، برادر و غلام حُرّ نيز همزمان با وى، به امام(ع) پيوستند و در واقعه كربلا، به شهادت رسيدند. 8 اما نمىتوان اين گزارشها را پذيرفت؛ زيرا در منابع معتبر و كهن تاريخى، اشارهاى به اين موضوع نشده است.