87از آنجا عبور كرد و فرمود: «مىدانى كجا ايستادهاى»؟ و خود در پاسخ فرمود: «پيامبر خدا(ص) شبانگاه به اينجا مىآمد و از خداوند براى ساكنان بقيع طلب آمرزش مىكرد». 1
از اين خبر معلوم مىشود كه در واقع پيامبر خدا(ص) كنار مقبره كنونى ائمه اهلالبيت(عليهم السلام) در بقيع، به دعا مىايستاده است؛ چون آن چهار امام معصوم(عليهم السلام) در خانه عقيل به خاك سپرده شدهاند.
حضور در بقيع، در شب نيمه شعبان
از رسول خدا(ص) روايت شده است:
شب نيمه شعبان، خواب بودم كه جبرئيل(ع) نزدم آمد و گفت: «اى محمد! آيا در اين شب به خواب رفتهاى»؟! گفتم: «امشب، چه شبى است»؟ گفت: «شب نيمه شعبان. بپا خيز اى محمد»! و خودش مرا بلند كرد و به بقيع برد. سپس گفت: «سرت را بالا بگير كه در اين شب، درهاى آسمان باز مىشود؛ درهاى رحمت، رضوان، مغفرت، فضل، توبه، نعمت، جود و احسان. خداوند در اين شب به تعداد موى گوسفندان، بندگانش را از آتش دوزخ آزاد مىكند». 2
ابنماجه از عايشه نقل كرده است:
شبى پيامبر(ص) را در خانه نيافتم. پس به جستوجويش پرداختم و او را در بقيع در حالى يافتم كه سر به آسمان بلند كرده بود. مرا كه ديد گفت: «اى عايشه! از چه ترسيدى؟ ترسيدى بلايى بر سر من بيايد»؟! گفتم: «از اين جهت نترسيدم. بلكه ترسيدم به سراغ همسر ديگرت بروى». پس پيامبر خدا(ص)