47از وصيت امام مجتبى(ع) در مىيابيم كه در انديشۀ نورانى آن حضرت، بقيع داراى حرمت و مكانتى ويژه بوده است.
بقيع در سيرۀ سيد الشهدا(ع)
امام حسين(ع) با تأسى به سيرۀ جدّ گرامى و پدر بزرگوار و مادرش زهرا(عليها السلام) بقيع را محترم مىشمرد و به حضور در اين مكان اصرار داشت؛ بهخصوص پس از دفن جدهاش فاطمۀ بنت اسد و عموى بزرگوارش عباس و بهويژه پس از دفن برادر گرامىاش امام مجتبى(ع). در سيرۀ آن بزرگوار حضور در بقيع قطعى و مشهور است. قطب الدين راوندى نقل كرده است:
«آن سبط گرامى، پس از وداع با جدش پيامبر(ص) و مادرش فاطمه(عليها السلام)، راهى بقيع گرديد و سخنانى را با برادرش داشت و سپس به سمت مكه خارج گرديد». 1
البته قبل از آنكه امام شهيد و اسوۀ قيام و جهاد و شهادت به سمت مكه خارج شود، بارها در روزهاى پنجشنبه در بقيع حاضر مىشده است.
طبرسى روايتى به شرح زير نقل كرده است كه:
«امام حسن(ع) در مجلس معاويه مناظره و احتجاج كرده، فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد در روزهايى كه مردم با عثمان بيعت كرده بودند، ابوسفيان روزى دست حسين(ع) را گرفت و به آن گرامى چنين گفت: پسر برادرم! با من بيا تا به بقيع غرقد برويم. امام حسين(ع) همراه شد تا به وسط مقبره غرقد رسيدند. ابوسفيان با صداى بلند فرياد زد:اى اهل قبور كه با ما بر سر حكومت نبرد مىكرديد، اكنون حكومتى كه برايش با ما مىجنگيديد، به دست ما افتاده و شما خاك شدهايد! امام حسين(ع) فرمود: خداوند صورت تو را كريه و زشت گرداند. آنگاه با تندى دست خود را از دست ابوسفيان كشيد؛ به طورى كه اگر نعمان بن بشير دست آن