100«حضرت رسول، شخصاً در بيست و يك غزوه حاضر بود كه من در نوزده غزوه آن شركت داشتم». 1
از منابع تاريخى برداشت مىشود، جابر در نبردهاى بدر و احُد شركت نداشته؛ زيرا پدرش او را از جنگ منع كرد ولى به مسلمانان و مبارزان آب مىرساند. پس از رحلت پيامبر(ص)، در تمام جنگها حاضر بود و در نبرد صفين در ركاب اميرمؤمنان، على(ع) افتخار حضور داشت.
پدر جابر در كنار پيامبر(ص)
عبدالله، پسر عمرو خزرجى سلمى، پدر جابر، رييس قبيله بنىسلمه در عقبه دوم با پيامبر(ص) بيعت كرد. در جنگ بدر و احد، در ركاب پيامبر(ص) و ملازم آن حضرت بود و سرانجام در احد به شهادت رسيد.
جابرگويد: «آنگاه كه پدرم در احد تصميم گرفت به ميدان رود، مرا خواند و گفت: فرزندم! من در اين جنگ كشته مىشوم و پس از خود، جز پيامبر(ص)، كسى را از تو دوستتر ندارم. قرضهاى مرا بپرداز. تو را درباره خواهرانت سفارش مىكنم. او نخستين كسى است كه پس از شهادتش، گوش و بينىاش را بريدند». 2
بزرگى جابر در نگاه پيامبر(ص)
جابر بن عبدالله انصارى محبوب پيامبر(ص) و در نظر آن حضرت، از جايگاه رفيعى برخوردار بود.
در غزوه «ذاتالرقاع»، شتر جابر از راه رفتن بازماند و بر زمين خوابيد. جابر هر چه نهيب زد، از جاى بر نخاست. در اين حال، پيامبر(ص) از انتهاى جمعيت رسيد و فرمود: جابر! چه مىكنى؟