92تعريف سياست لحاظ نشده است. برخى مىخواهند از هر راهى، درست يا نادرست، براى اهداف خاص، حق يا باطل، بر مردم حكومت كنند، اما برخى ديگر، سياست را به معناى حاكميت از راههاى درست براى رسيدن به اهداف حق مىدانند. علاوه بر اين، با نگرش به رفتار سياستمداران در امتداد تاريخ زندگى انسان، مىتوان فهميد كه برخى از آنان اصول اخلاقى، مانند صداقت، امانتدارى و عدالت را مراعات كردهاند و برخى ديگر به اين اصول پشت پا زدهاند.
اين مسائل سبب شده است تا تعريفهاى مختلفى از سياست بيان شود، تا آنجا كه كسانى اجازه يابند تا مفاهيمى را به معناى اصلى و حقيقى سياست بيفزايند يا از آن بكاهند. 1 بههرحال، با صرف نظر از تعاريف مختلفى كه براى سياست بيان شده است، مىتوان گفت، اداره امور مردم و سامانبخشيدن به زندگى آنان در اجتماع، بخش مهمى يا مهمترين بخش از حقيقت سياست به شمار مىآيد.
اكنون مىتوان پرسيد: آيا اسلام دينى جدا از سياست است يا خير، به عبارت ديگر، آيا احكام اسلام فقط براى تكامل انسان به لحاظ فردى -آن هم از جنبه معنوى و غيردنيايى - است؟ يا اينكه در اين دين مقدس، علاوه بر جنبههاى فردى و معنوى بشر، به زندگى اجتماعى و مادى او نيز توجه شده است؟ آيا اسلام براى اداره جامعه انسانى به لحاظ مادى و دنيوى برنامه دارد يا خير؟ آيا در اسلام مباحثى مانند تشكيل حكومت، ويژگىهاى حكومت حق، اوصاف حاكمان، حق مردم بر