80خدا قسم! اگر بخواهى، مىتوانم مدينه را ضد ابوفضيل (ابوبكر) از سواره و پياده پر مىكنم».
امام على(ع) كه از انديشه ناپاك او آگاه بود، فرمود: «تو هميشه به اسلام و مسلمانان خيانت كردهاى، ولى هيچگاه نتوانستهاى به آنان زيان برسانى. به سوارهنظام و پيادهنظام تو هيچ نياز نداريم». 1 برخى اين موضوع را چنين نقل كردهاند كه وقتى ابوسفيان به خانه على(ع) آمد، اين اشعار را سرود:
بنيهاشم لاتطمعوا النّاس
اى بنىهاشم! مردم را درباره خود به طمع نيندازيد. بهيقين، خلافت در ميان شما و براى شماست و كسى جز ابوالحسن على(ع) به آن سزاوار نيست. اى ابوالحسن! خلافت را محكم بگير كه تو بر آن كارى كه مورد آرزوست توانايى.
امام(ع) در پاسخ به ابوسفيان فرمود: «تو چيزى را مىخواهى كه ما اهل آن نيستيم. پيامبر(ص) عهدى را به من سپرده است كه به آن وفادارم».
پاسخ آشكار امام(ع) به ابوسفيان او را از آن حضرت نااميد كرد. ازاينرو، نزد عباس عموى پيامبر(ص) آمد تا شايد نقشه خطرناك خود را به دست او پياده كند. او به عباس گفت: «فقط تو شايسته خلافتى و