108رأى جمعيت شما در صفين يكى شد كه دو مرد را (ابوموسى اشعرى و عمروعاص) به داورى برگزينند و از آن دو پيمان گرفتيم كه برابر قرآن تسليم باشند و از آن تجاوز نكنند و زبان آن دو با قرآن و قلبهايشان پيرو كتاب خدا باشد، اما آنان از قرآن روىگرداندند؛ حق را آشكار مىديدند، اما آن را رها كردند؛ چون ستم در خواستشان و كجى و انحراف در انديشهشان بود، حال اينكه پيش از صدور رأى زشت و حكم ستمگرانهشان شرط كرده بوديم به عدل، داورى و به حق، عمل كنند. ما به حقانيت خود ايمان داريم، ولى آن دو از راه حق بيرون رفتند و حكمى برخلاف حكم خدا صادر كردند.1
ج) نقض صلحنامه با امام حسن(ع)
پس از شهادت امام على(ع)، فرزند برومندش حضرت حسن مجتبى(ع) به خلافت رسيد و از معاويه خواست تسليم شود و حكومت شام را رها كند. اما وقتى ديد معاويه به هيچ قيمتى حاضر نيست از حكومت و رياست دست بردارد، براى كوركردن چشم فتنه و نابودى معاويه و هوادارانش، مسلمانان را به نبرد با آنان فراخواند. اما مردم در اين كار از خود بىميلى نشان دادند تا اينكه معاويةبن ابىسفيان سپاهى، فراهم آورد و بهجانب كوفه، مقر حكومت امام حسن مجتبى(ع)، حركت كرد. وقتى اين خبر به آن حضرت داده شد، دستور داد مردم در مسجد كوفه جمع شوند. سپس در اجتماع آنان به سخنرانى پرداخت و ضمن خبردادن از حركت سپاه معاويه بهسمت كوفه از مسلمانان