95او فرمود: «على(ع) از من است و من از على هستم و او نسبت به من به منزله هارون است نسبت به موسى؛ جز آنكه پس از من پيغمبرى نيست» و درباره او در روز غدير خم فرمود:
«مَن كُنتُ مَولاهُ فَعُلِي مَولاه، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداه وَ انصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ». 1
همچنين عمرو بن عاص در پاسخ به نامه معاويه كه طى آن خراج مصر را از وى خواسته بود، قصيده بلندى سرود. وى در اين قصيده على(ع) را سيدالاوصياء لقب داد و گفت: پيامبر اسلام(ص) وصاياى خاص و ويژه درباره على(ع) داشت:
فَبِي حارَبُوا سَيِّدَ الاَوصِيآء
اين من بودم كه آنها را برانگيختم تا با سيد اوصياء على به بهانه خونخواهى آن مرد (عثمان) جنگ كنند.
درحالىكه چه بسيار از مصطفى وصيتهاى خاص درباره على و صفات و فضايل مخصوص على شنيده بوديم.
نَضْرُ بْنُ عَجْلَانَ أَنْصَارِي (نعمان بن عجلان انصارى) وقتى دانست در اردوگاه على(ع) اختلاف افتاده و برخى از ياران ديروز على(ع) درباره تصميم گيرىهاى آن حضرت ترديد دارند، با بيانى سرزنشگونه، اشعارى گفت كه در فصل چهارم خواهد آمد؛ از جمله اين چند بيت است: