341من با مردى كه نماز مىگزارد بر [مراد دل] چيرهدستى ديگر كه او نيز قريشى است، نمىجنگم.
تا چيرگى و سلطنتى كه اين يكى به دست مىآورد، از آن خود وى باشد و بر من گناهش بماند. پناه بر خدا از بىخردى و تندى و شتابزدگى.
آيا مسلمانى را بىگناه بكشم كه تا عمر دارم سودى به خود نرسانده و [در آخرت نيز] بىبهره باشم؟
اين ايمَن بنِ خُرَيمِ جزء ياران على(ع) به شمار نمىآمد؛ چراكه وى هم از على(ع) و هم از معاويه كناره گرفته بود. اما وى، اگرچه دست به سلاح نشد، در نهايت به شاميان نزديك شد. با وجود اين در خصوص نيروى عظيم جنگى ياران على(ع) چنين سرود:
1. أَمَّا وَ الَّذِي أَرْسَى ثَبِيراً مَكَانَهُ