33
وَ أبيضُ يُستَسقَى الغَمامُ بِوَجهِهِ
سفيدرويى كه به يُمن روى او، از ابر طلب باران مىشود. او (محمد) پناه يتيمان و بيوهزنان است.
بنىهاشم در سختى و درماندگى به دامن پرمهر و محبت او پناهنده مىشوند.
پس آنان نزد او در فراوانى نعمت و بخششها هستند.
رسول خدا(ص) فرمود: «آرى اين است شعر ابوطالب». در اين هنگام، شخصى از طائفه كنانه برخاست و اشعار بلندى سرود كه مطلعش اين بيت است:
لَكَ الحَمدُ و الحَمدُ ممِّن شَكَر
سُقينا بوجهِ النَّبي المَطَر 2
پروردگارا! ستايش تو راست و سپاس تو گفتن بر ماست. چه، به ميمنت روى محمد(ص)، به باران رسيديم.
او با چشمانى نگران، خدا را خواند كه باران بارد. لحظهاى چند نگذشت كه دانههاى دُرْ فام باران، بر سرمان ريخت.
ابرها به شدّت باريدند و مسيلها به جوشش آمدند و حتى مناطق بلند قبيله مُضر را سيراب نمودند.
پس پيغمبر(ص)، چونانكه عمويش وصف او گويد، داراى آبرويى است كه به واسطه او خداوند ابرها را به ريزش مىآورد.
پيغمبراكرم(ص) وقتى آن اشعار را شنيد، به وى فرمود:
«ياكَنانِي بَوّأكَ الله بِكُلِّ بَيتٍ