3086. و طلحه و زبير و مادرمان [عايشه امالمؤمنين] ما را خواندند و ما به او (عايشه) گفتيم هر چه ناگزيرى به ما بگو،
7. ولى از امور شبههناك بپرهيز كه شايد در اين مخاطرات سخت يكى از مهلكههاى نابود كننده كمين كرده باشد.
8. اينك تو اى پسر هند از بىخردى در ما طمع بستهاى؟ تو را همان حميريان كوهنشين سكاسك 1 بس باشند.
9. و نيز گروه يمانيانى 2 كه با نيزههاى سخت ناوك و شمشيرهاى برّان به تو يارى بخشند تو را بس است.
دعوت معاويه از سعد بن ابى وقاص
يكى از رايزنىهاى معاويه اين بود كه وى با هدف دعوت از سعد بن ابىوقاص براى بيعت، نامهاى به وى نوشت و على(ع) را به قتل عثمان متهم كرد. سعد دعوت معاويه را قبول نكرد و در پاسخ نامهاش نوشت: «اما بعد، عمر از قريش جز كسانى را كه خلافت را سزاوار بودند، در شورا وارد نكرد و هيچيك از ما از ديگرى شايستهتر به احراز آن نبود، [مگر] به اتفاق نظر خود ما بر او؛ با اين تفاوت كه آنچه ما داشتيم در على نيز بود. ولى آنچه او داشت، در ما نبود و اين كارى بود كه ما نه آغازش را خوش داشتيم و نه پايانش را. اما طلحه و زبير، اگر در خانههاى خود مىماندند، برايشان بهتر مىبود و خداوند ام المؤمنين را نيز بر آنچه كرده، ببخشايد».