2901. اى پسر هند! راستى كه من غافل نيستم و تو نيز بىگمان بدانچه دنبالش مىدوى، دست نخواهى يافت.
2. زيرا تو خود كسى هستى كه دندانهاى تيز جنگ را بر خود گشاده و با ماجراجويىهاى خود آتش آن را بر افروختهاى.
3. و مردم شام در معرض ضربات هولناك آن قرار گرفته و طعمه آن شدهاند.
4. تو يقين دارى كه ما اهل حق و بر حق هستيم و با اين همه ما را به باطلترين باطلها فراخواندى.
5. ابن عباس را از سر نيرنگ به سازش فراخواندى، ولى نيرنگ و فريب تو را اثرى چندان نباشد.
6. تا آن دم كه سواران ما با نيزهها مىتازند و سرهاى نامداران را به خاك مىافكنند، صلحى نباشد.
7. تو سوگند خوردى كه ديگر به او نامهاى ننگارى تا آنكه او موضع و روش خود را تغيير دهد.
8. قصدت اين بود كه او پاسخت ندهد و تو را به رگبار عتاب نگيرد، چه تيرهاى طعن او خطا نمىكند.
9. به او گفتى: اگر مردم با وى بيعت مىكردند تو نيز از ايشان پيروى مىكردى؛ اينك اين على است كه همه از خرد و كلان با او بيعت كردهاند.
10. كه گذشته از خويشاوندى، وصى پيامبر خداست و [در غزوات] به گاه هماوردطلبى دشمن، بهترين شهسوار پيامبر بود.
11. پس اگر خواهى از مهاجرى پيروى كنى بايد به او سر بسپارى كه چون تيغه شمشير جوهر دارد و سالار دلير و مسندنشين قوم است.