2874. همچنين معاويه به عمرو بن عاص گفت: «بىگمان پس از على(ع) سر آمد و رئيس مردم عبدالله بن عباس است. اگر من نامهاى به او بنگارم، شايد دلش بدان نرم شود و اگر او سخنى بگويد، على(ع) مخالفتى نمىكند. لذا عمرو بن عاص به ابن عباس نوشت: «اما بعد، به راستى وضعى كه ما و شما دچار آن شدهايم، نخستين فتنه و بلا نيست و [اين نامهنگارى من نيز] اوّلين پيشنهاد صلح و سازش نباشد. تو پس از على(ع) سرور و رئيس اين گروهى؛ به آينده بنگر و گذشته را از ياد ببر...».
ابن عباس نامه را خواند آن را به على(ع) تقديم كرد. حضرت فرمود: «به وى پاسخ ده». پس ابن عباس به عمرو نوشت: «اما بعد، معاويه تو را از پى هوس كشانده است و تو دينت را به اندكبهايى به او فروختهاى... اگر به راستى در پى خرسندى خدا هستى، مصر را رها كن و به خانهات باز گرد. در اين جنگ معاويه همانند على(ع) نباشد. على(ع) آن را براى حق آغاز كرد و با حجّت به پايان آورد. ولى معاويه با ستمگرى و سركشى آغاز كرد و به اسراف [و افراط در خونريزى] كشاند و مردم عراق در اين پيكار چون شاميان نيستند. مردم عراق با على(ع) بيعت كردند كه بهترين و والاترين فرد آنان بود و شاميان به معاويه دست بيعت سپردند، درحالىكه خود، همه، از او بهتر بودند. من و تو نيز يكسان نيستيم. من خدا را خواستم و تو مصر را برگزيدى...».
آنگاه معاويه به ابن عباس چندين نامه نوشت و وى نيز جواب نامههاى معاويه را داد. معاويه در يكى از نامهها به ابن عباس نوشت: «اگر پس از عثمان مردم با تو بيعت كرده بودند ما تو را بيش از على(ع) سزاوار [خلافت]