266اميرالمؤمنين(ع) فرمود: بعد از آن پيامبر(ص) به من خبر داد و فرمود: مردم در سقيفه بنىساعده با ابوبكر بيعت مىكنند بعد از آنكه با حقّ ما و دليل ما استدلال كنند. سپس به مسجد مىآيند و اولين كسى كه بر منبر من با او بيعت خواهد كرد، ابليس است كه به صورت پيرمرد سالخورده پيشانى پينه بسته، چنين و چنان خواهد گفت. سپس خارج مىشود و اصحاب و شياطين و ابليسهايش را جمع مىكند. آنان به سجده مىافتند و مىگويند: اى آقاى ما، اى بزرگ ما، تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى! ابليس مىگويد: كدام امت پس از پيامبرشان گمراه نشدند؟ هرگز! گمان كردهايد كه من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟ كار مرا چگونه ديديد هنگامى كه آنچه خداوند و پيامبرش درباره اطاعت او دستور داده بودند، ترك كردند؟! و اين همان قول خداوند تعالى است كه فرمود: (وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاّٰ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) 1؛ ابليس گمان خود را به آنان درست نشان داد و آنان [به جز گروهى از مؤمنين] او را متابعت كردند. 2
حديث سوم كتاب سُليم مربوط به تلاش عمر و ابوبكر براى جلب نظر عباس بن عبدالمطلب است. آنان وقتى خلافت را از على(ع) غصب نمودند، با هدف يارگيرى و جلب نظر افراد صاحبنفوذ با عدهاى از جمله عباس، عموى پيامبر(ص) ديدار كردند.
بَراءِ بنِ عازِب مىگويد: هنگامى كه پيامبر(ص) از دنيا رفت، از آن ترس داشتم كه قريش براى ربودن امر خلافت از بنىهاشم، متّحد شوند. وقتى مردم كار خود را درباره بيعت ابوبكر به انجام رساندند، حالت شخص متحيّر فرزند از دست