239او را رنجيده كرد؟ [بدان] در آنچه طمع كردهاى، نيستى و نابودى نهفته است.
10. بىترديد يك روز همراهى با او، خواه آدمى بماند يا بميرد، بهتر از همكارى با توست كه تو خود آزاد شده دست آن بزرگمردى.
11. اما داستان عثمان را رها كن كه [ماجرايى گذشته است] و چون بلا رسد، انديشه را مىربايد.
عبدالله بن عمر نيز دعوت معاويه را نپذيرفت و در نامه اش به معاويه، مخالفت با على(ع) را از امور شبههناك به شمار آورد و گفت:
وَ طَلحَةُ يَدعو و الزُّبَيُر وَ أمُّنا
و طلحه و زبير و مادرمان (عايشه امالمؤمنين) ما را خواندند و ما به او (عايشه) گفتيم: هر چه ناگزيرى به ما بگو.
ولى از امور شبههناك بپرهيز كه شايد در اين مخاطرات سخت، يكى از مهلكههاى نابودكننده كمين كرده باشد.
با اينكه عُمَر و ابوبكر در واقعه غدير خم با على(ع) بيعت نموده و با واژه بَخ بَخ، خلافت را به على(ع) تبريك گفتند، طولى نكشيد كه اركان شرع را منهدم كردند و حقّ اهلبيت پيامبر(ص) را ضايع نمودند و هرگز از اين كار ترسى به دل راه ندادند؛ چنانكه إرث حضرت فاطمه(عليها السلام) را منع كردند، بدون اينكه كوچكترين ترحمى داشته باشند. به تعبير قرآن كريم:
(فَنَبَذُوهُ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مٰا يَشْتَرُونَ) (آلعمران:187)