232حديث مزبور را احمد و طبرانى روايت كردهاند، جز اينكه او گفته كه گفتند: شنيديم رسول خدا(ص) مىفرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و اين ابوايوب است كه ميان ماست. پس ابوايوب روپوش را از خود دور كرد». سپس گفت: «شنيدم كه رسول خدا(ص) مىفرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه». و رجال طريق احمد ثقه هستند... . 1
جمال الدين عطاء الله بن فضل الله شيرازى در كتاب خود، «الاربعين فى مناقب اميرالمؤمنين»، در مورد حديث غدير گويد: آن را زرّ بن حبيش روايت نموده و چنين گفته است: على(ع) از قصر خارج شد، در اين هنگام سوارانى كه شمشير حمايل داشتند و روپوش بر صورت، و تازه از راه رسيده بودند، با آن حضرت روبهرو شدند و گفتند: «السلام عليك يا اميرالمؤمنين و رحمة الله و بركاته. السلام عليك يا مولانا!» على(ع) پس از جواب سلام فرمود: «در اينجا از اصحاب رسول خدا(ص) چه كسانى هستند؟» پس دوازده تن از آنها برخاستند كه از جمله خالد بن زيد ابوايوب انصارى، خُزيمة بن ثابت ذوالشهادتين، قيس بن ثابت بن شماس، عمّار بن ياسر، ابوالهيثم بن تيهان، هاشم بن عُتبة بن ابىوقاص و حبيب بن بُديل بن ورقاء بودند. پس شهادت دادند كه از رسول خدا(ص) در روز غدير خم شنيدند كه مىفرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه...» تا آخر حديث.
پس على(ع) به انس بن مالك و بَراء بن عازب (كه از اداى شهادت خوددارى كردند) فرمود: «چه چيز شما را مانع شد از اينكه برخيزيد و شهادت دهيد؟ چه آنكه شما نيز همانطور كه اين گروه شنيدهاند، شنيدهايد؟!» سپس فرمود: «بار