195موسى؛ جز اينكه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود و تو برادر و وارث منى. على(ع) پرسيد يا رسول الله من از شما چه چيز را به ارث مىبرم؟ پيغمبر فرمود: آنچه انبياى قبل از من، ارث گذاشتهاند. على گفت: انبياى پيش از تو چه ارث نهادند؟ فرمود: كتاب خدا و سنت پيغمبرشان را. تو و فاطمه دخترم در قصر من در بهشت با من خواهيد بود و تو برادر و رفيق منى. آنگاه پيغمبر خدا(ص) اين آيه را خواند: (إِخْوٰاناً عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰابِلِينَ) .(حجر:47) 1
3. چنانكه در بيان شجاعت على(ع) در جنگ بدر گذشت، سعد بن ابىوقاص در جواب معاويه گفت: «چگونه على(ع) را دوست نداشته باشم درحالىكه شنيدم پيامبرخدا(ص) به او مىفرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستى؛ جز آنكه بعد از من پيامبرى نيست».
موضوع وصايت و وزارت على(ع) كه به معناى ولايت، جانشينى و خلافت بلافصل آن حضرت بعد از رسول خداست، به قدرى مسلم و روشن بود كه حتى واليان عثمان نيز آن را بر زبان جارى مىكردند؛ از زبان اشعث بن قيس، والى عثمان در آذربايجان، اشعارى نقل شده است كه با بيت ذيل شروع مىشود:
أَتَانَا الرَّسُولُ رَسُولُ الْوَصِيِ
عَلِيٌّ الْمُهَذَّبُ مِنْ هَاشِمٍ
همچنين اين ابيات نيز از زبان اشعث سروده شده است:
1. أَتَانَا الرَّسُولُ رَسُولُ عَلِيٍ