161گفته شده است وقتى سپاه عراق هجوم آورد و به شاميان برخورد كرد، عمرو ابن عاص، پرچم به دست گرفت و حمله كرد. على(ع) بر عمرو ضربتى سخت وارد ساخت و وى را بر خاك افكند. عمرو پاى خود را فرا داشت و عورتش عيان شد و على(ع) روى گردانيد و از كشتن او منصرف شد. ياران على(ع) گفتند: «اى امير مؤمنان آن مرد را آسان از دست رها كردى!» گفت: «آيا مىدانيد او كه بود؟» گفتند: «نه». گفت: «او عمرو بن عاص بود؛ [چون] عورت خود را به من عيان كرد، من از او روى برگردانيدم».
عمرو نزد معاويه بازگشت و معاويه به او گفت: «اى عمرو چه كردى؟» گفت: «على به مقابله من آمد و مرا به خاك افكند». گفت: «به سبب عورتت [كه تو را از مرگ رهانيد] خدا را شاكر باش. به خدا اگر چنانكه بايد و شايد او را مىشناختى، به نبردش نمىرفتى». آنگاه معاويه در اين باره گفت:
1. أَلَا لِلَّهِ مِنْ هَفَوَاتِ عَمْرو
1. پناه بر خدا از لغزشها و خطاهاى عمرو، مرا سرزنش مىكند كه چرا خود به ميدان مبارزه نمىروم.