1622. ابوالحسن على با او روبهرو شد و وى به سرنوشت ننگبارى دچار آمد.
3. اگر بر هماوردى كه چون شيرى شرزه هر مبارزى را مىافكند، عورتش را آشكار نمىساخت [كشته شده بود].
4. هماوردش را سرپنجهاى قوى بود كه چون چنگال شاهين جانها را مىربايد و مرگ مىآفريند.
5. گرچه چون هنوز اجلش نرسيده بود [جان بدر برد، ولى] مردم حجاز بر آن ماجرا هجوش گفتند.
عمرو به خشم آمد و گفت: «چقدر بر آنچه على بر سر من آورده مرا سركوفت مىزنى؟ مگر نه او همان است كه با پسرعموى خود هماوردى كرد و او را از پاى در آورد؟ آيا ديدى كه آسمان بر آن حادثه خون بگريد؟» گفت: «امّا [هر چه بود و باشد] اين برخورد براى تو رسوايى كاملى به بار آورد».
ج) همچنين عمرو بن عاص در روز جنگ صفين چنين گفت:
لا تَأمَننّا بَعدَها ابا حَسَنٍ
اى اباحسن، زين پس، از گزند ايمن و آسوده مباش، همانا جنگ را به سان درهم تافتن ريسمان سخت درهم پيچيم.
بدان پايه كه اين همه اشتران و سواران چون مشتى آرد، به زير آسيا سنگ جنگ، خرد و خمير شوند.
پس شاعرى از شاعران عراق پاسخش را اينگونه داد: