121ص31 پس از ذكر حديث، گويد: «امام ابوالحسن علىبن احمد واحدى و غير از او ائمه تفسير، اين حديث را روايت كردهاند». آنگاه گفته است: «چه عبادتى از اين بهتر و چه منقبت و فضيلتى بالاتر از اطعام طعام، با نياز شديد نسبت به آن، مىتوان يافت و هرگاه چنين نبود، اين داستان تا اين درجه عظمت پيدا نمىكرد و ارزشش بالا نمىگرفت و خداى بزرگ درباره آن به رسولش آيات قرآن فرو نمىفرستاد». همچنين وى شعرى سروده كه در صفحه 8 كتابش آورده است:
1.هُمُ العُروَةُ الوَثقَى لمعتَصِم بها
1. آنان براى كسى كه بدانها متوسل شود، دستاويزهاى محكماند كه مناقبشان از راه وحى و الهام رسيده است.
2.مناقب و فضائلى كه در سوره شورى و هل أتى و احزاب، تلاوت كنندگان قرآن مىشناسند.
3. آنان اهلبيت مصطفى(ص) مىباشند و دوستى آنها به حكم الهى در منشور قرآن بر همه مردم الزامى است.
5. ابوالمظفر سبط ابن جوزى حنفى متوفاى 654ه .ق، در «تذكره» خود از طريق بغوى و ثعلبى آن را نقل كرده و بر جدش، ابن جوزى، كه آن را در رديف حديثهاى مجعول مىشمرده، ايراد گرفته و پس از آنكه سندش را از ضعف پيراسته، گويد: «من از سخن جدم و از انكارى كه او از اين حديث كرده در