1202. «حكيم ابوعبدالله محمّدبن على ترمذى» كه تا سال 285ه .ق در قيد حيات بود، آن را در كتاب خود، «نوادر الاصول»، ص64 آورده است.
3. «شهابالدين ابن عبدربّه مالكى» متوفاى 328ه .ق حديث احتجاج مأمون، خليفه عباسى را با چهل نفر از دانشمندان ياد كرده و در آنجا مىگويد: 1 مأمون گفت: «يا اسحاق! آيا قرآن مىخوانى؟» گفتم: «بلى» گفت: «براى من بخوان». «من (هَلْ أَتىٰ عَلَى الْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً) خواندم تا رسيدم به (يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً) تا قول خداى تعالى: (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلىٰ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) مأمون گفت: «درباره چه كسى اين آيات فرود آمده؟» گفتم: «درباره على(ع)». گفت: «آيا تو مىدانى وقتى على(ع) مسكين و يتيم و اسير را اطعام مىكرد. (إِنَّمٰا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ) گفت؟ و آيا شنيدهاى خدا در قرآن كسى را توصيف كند، چنانكه از على(ع) توصيف كرده است؟» گفتم: «نه». گفت: «راست گفتى»؛ زيرا خداى بزرگ سيرت و احوال على را مىدانست. اى اسحق آيا تو آن ده نفر (عشره مبشّره) را از اهل بهشت مىدانى؟» گفتم: «بلى يا اميرالمؤمنين». گفت: «آيا اگر كسى بگويد به خدا قسم نمىدانم اين حديث صحيح است يا نه و نمىدانم آيا پيغمبر آن را گفته است يا نه، آيا نزد تو كافر است؟» گفتم: «پناه مىبرم به خدا؟» گفت: «اگر او بگويد من نمىدانم آيا اين سوره از قرآن است يا نه آيا كافر است؟» گفتم: «بلى». 2
4. «ابوسالم محمّد بن طلحه شافعى» متوفاى 652ه .ق در «مطالب السئول»،