105از جاى برخاست و اشاره به خورشيد كرد و ابيات زير را سرود:
1. لَا تَغْرُبِي يَا شَمْسُ حَتَّى يَنْقَضِيَ
1. اى آفتاب لحظاتى آرام باش و غروب مكن، تا ستايش پسرعموى پيامبر(ص) و فرزندش را به پايان برم.
2. اگر طالب شنيدن مدح و ستايش او هستى، عنان خود را برگردان و بشنو آنچه را براى مردم مىگويم.
3. آيا به ياد دارى كه يك روز، براى مولايم على(ع)، درحالىكه به غروب نزديك شده بودى، توقف نمودى تا نماز عصرش را به جاى آورد؟ بگذار توقف امروز تو نيز، به خاطر او و دوستانش باشد!
شاهدانى كه از جريان باخبر بودند اظهار داشتند كه طولى نكشيد، ابر برطرف شد و چهره خورشيد نمايان گشت! 1
فخر رازى در «تفسير كبير»، ذيل تفسير سوره كوثر، اظهار مىدارد: براى حضرت سليمان يكبار ردّ شمس اتفاق افتاد. براى پيغمبر اكرم(ص) هم ردّ شمس واقع شد و اين در حالى بود كه رسول خدا(ص) سر در دامان على(ع) گذاشته بود و به خواب رفته بود. هنگامى از خواب برخاست كه آفتاب غروب كرده بود؛ به دعاى رسول اكرم(ص) خورشيد بازگشت، تا على(ع) نماز عصر را در هنگام خود به جاى آورد. 2