104گسيل داشت. على(ع) عازم مأموريت شد و در بازگشت هنگامى رسيد كه رسول اكرم(ص) نماز عصر را به جاى آورده بود. پيغمبر(ص) براى رفع كسالت، سر در دامان على(ع) گذاشت و خوابيد. پيغمبر از على(ع) سؤال فرمود: «آيا نماز عصر را به جاى آوردهاى؟» عرض كرد: «نه!» پيغمبر(ص) براى رد شمس دعا كرد ...اين واقعه در محل صهباء به وقوع پيوست. 1
ابن حجر عسقلانى رد شمس را از كرامات آشكار حضرت على(ع) مىداند! وى مىگويد: «اين بدان جهت بود كه پيغمبر اكرم(ص) در حين نزول وحى، سر در دامان على(ع) گذاشت و سر از دامانش بر نداشت تا خورشيد غروب كرد. رسول خدا(ص) دعا كرد و دعايش به اجابت رسيد و خورشيد با آنكه غروب كرده بود، طلوع كرد. 2
ابن حجر حديث ردّ شمس را از جمله احاديثى مىداند كه طحاوى و قاضى در الشفاء و شيخ الاسلام ابوزرعه سند آن را صحيح دانستهاند تا آنجا كه مىگويد: سبط ابن جوزى اظهار داشته است كه در باب ردّ شمس، حكايت بىسابقهاى است كه گروهى از مشايخ عراقى ما آن را براى ما نقل كردهاند و گفتهاند: ما خود گواه بوديم كه ابومنصور مظفر بن اردشير قباوى واعظ پس از نماز عصر، به منبر رفت و حديث ردّ شمس را عنوان گفتار خود قرار داد و آن را با الفاظ دلنشين آرايش داد و در ضمن آن، به ذكر فضائل اهلبيت پرداخت. در اين حال، ابر تاريكى چهره خورشيد را پوشانيد؛ به طورىكه مردم پاى منبر او گمان كردند خورشيد غروب كرد. در اين هنگام كه ابومنصور روى منبر بود،