70
ديگر تأييدكنندهها
اما دليلها و تأييدكنندههايى از اين دست:
1. ورود كافران به مسجد، هرچند براى شنيدن كلام خداوند يا ديدن آثار تمدن و بناهاى تاريخى اسلام باشد، كوچك شمردن مسجد است و كوچك شمردن مسجد، حرام است.
2. بازداشتن آنان از ورود به مسجدها، گونهاى خوارشمردن آنان است و اين، چيزى است كه مسلمانان وظيفه دارند آن را انجام دهند.
3. اينكه كافر اهل مسجد نيست و مسجد بستگى با كافر ندارد تا بخواهد در آن وارد شود.
اگر ما دليلهاى محكمى برناروايى مىداشتيم، اينها مىتوانست تقويتكننده ديدگاه ما باشد، ولى با سستبنياد بودن دليلها، از اينگونه تأييدكنندهها كارى ساخته نيست.
افزون بر اين، اين سخن كه ورود كافران به مسجد، حتى براى شنيدن پيام اسلام و توحيد و ديدن آثار تمدن اسلامى، كوچكشمردن مسجد است، ادعايى بيش نيست؛ زيرا هتك حرمت، يك امر عرفى است و موارد آن را عرف تعيين مىكند و بىگمان كافرى كه جوياى حق و حقيقت است و براى شنيدن كلام خداوند يا هدف عقلايى ديگر، با ادب و فروتنانه، پا در مسجد مىگذارد، عرف آن را خوار شمردن مسجد نمىداند.
همچنين آيا جلوگيرى از ورود كافر به مسجد، كه مىخواهد با اسلام و تمدن و تاريخ آن آشنا شود، تحقير خداپسندانه است يا ناديده گرفتن عمومات دعوت و ارشاد مردم؟! وانگهى اصل اينكه مقصود از تحقير چيست؟ و به چه شكلى بايد باشد، جاى گفتوگوست. افزون بر اين، (...عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ...) (توبه: 29) اگر بپذيريم استفاده تحقير از اين آيه را، مربوط به كافران اهل ذمه است؛ آن هم هنگام پرداخت ذمه، نه كافرى كه در دارالحرب زندگى مىكند.