60ديگر كافران.
اما در كبراى سخنِ ايشان، كه مىنويسد «مسجدها بايد از ناپاكىها به دور نگهداشته شوند» مقصود چيست؟ اگر مقصود اين است كه مسجد را نبايد نجس كرد، سخنى است بهجا و درست. ولى ورود كافر به مسجد، اگر نجس هم باشد، سبب نجسكردن مسجد نمىشود، اگر سرايتى در كار نباشد. اگر مقصود آن است كه حتى چيز نجس هم نبايد وارد مسجد شود، اين نظريه، نظريه درستى نيست؛ زيرا دستكم، مشهور فقها برآنند كه ورود چيز نجس به مسجد، در صورتى كه نجاست سرايت كننده نباشد، جايز است.
صاحب حدائق مىنويسد: «حتى نسبت به بردن نجاست سرايت كننده به مسجد، غير از اجماع دليلى نداريم؛ زيرا روايت
«جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمُ النَّجَاسَةَ» 1از نظر سند، ضعيف است».
البته اگر سبب هتك مسجد باشد، جايز نخواهد بود، ولى هتك مسجد، موضوع ديگرى است.
دوگونه ديگر از استدلال به آيه شريفه، برداشتن ويژگى از مسجدالحرام است. به اين معنا كه آنچه مشركان را از ورود به مسجدالحرام باز مىدارد، مسجد بودن آن است؛ جايگاه والا و بالاى خانه خداست كه مشرك نمىتواند در آن وارد شود. اين نقطه مشتركى است ميان مسجدالحرام و ديگر مسجدها. همين نقطه مشترك سبب مشترك بودن آنها در حكم ناروايى ورود شده است. شيخ محمدحسن نجفى مىنويسد:
مضافاً إلى مايستفاد من التفريع في الآيه المفيد للاشتراك بينه و بين غيره من المساجد أيضاً خصوصاً مسجدالنبي(ص) و غيره من المساجد ضرورة اعتبار التعظيم فيها اجمع. 2
افزون بر اين، از تفريع (اينكه نبايد مسجد برود چون ناپاك است) در آيه، مىتوان نقطه اشتراكى را ميان مسجدالحرام و ديگر مسجدها استفاده كرد؛ بهويژه مسجدالنبى؛ چرا كه بزرگداشت همه مسجدها ضرورى است».