393در موسم حج حضور مىيافتند و مخالفتى از ايشان در انجام اعمال حج با عموم مردم از نظر زمان انجام اعمال يا كيفيت آنها نقل نشده، بلكه همراهى آنان با ديگران در روايات بهچشم مىخورد. اينهمه شاهد و تأييدى است بر لزوم وحدت و هماهنگى بين حجاج در امور حج.
نياز به توضيح ندارد كه امروزه «اميرالحاج» به معناى واقعى آن، كه امر همه حجاج بيتالله الحرام را برعهده داشته باشد، وجود ندارد؛ چراكه جهان اسلام از داشتن حاكم واحد و مبسوطاليد محروم است. در حال حاضر، با اختلافى كه بر جهان اسلام حاكم است و مقرراتى كه در سرزمين حجاز وجود دارد، هر كشورى سرپرستى را براى حجاج خود نصب نموده تا امور مربوط به حجاج خود را سامان بخشد. البته اگر عنوان «اميرالحاج» بر چنين سرپرستى هم صادق باشد، ثبوت لااقل پارهاى از احكامى كه در اين فصل مطرح مىشود، بر چنين فردى، بعيد نيست. اما حكم به ثبوت هلال ماه، امروزه از سوى حاكمان حجاز صورت مىگيرد و حجاج بيتالله الحرام و امراى آنها نيز در اين زمينه بدان اكتفا مىكنند.
سخنرانى اميرالحاج
بر اميرالحاج مستحب است كه در چهار روز از موسم حج، براى مردم سخنرانىكند.
شيخ طوسى روايتى از جابر را مستند اين حكم قرار داده كه بنابراين نقل، اميرالحاج در روز هفتم ذىالحجه، روز عرفه، روز عيد قربان در منا و روز نفر اول (كوچكردن حجاج در روز دوازدهم) از منا به مكه براى مردم سخنرانى مىكند و آنان را با اعمال و مناسك و وظايف آشنا مىسازد. شهيد اول در اين باره مىگويد:
بهتر است اميرالحاج از كيفيت كوچكردن و وداع سخن بگويد (در روز دوازدهم)، آنان را به اطاعت از خداوند، و اينكه حج را با استقامت به پايان ببرند و بعد از حج بهتر از قبل از حج باشند و بر وعدههاى خويش با خداوند وفا نمايند، تشويق و تحريض كند. 1