381در سال 140 ه .ق نيز امام صادق(ع) كه در موسم حج حضور داشت، هنگام عزيمت از عرفات به مشعر، مركبش دچار مشكل شد و حضرت از مركب فرود آمد. اسماعيلبن علىبن عبداللهبن عباس كه اميرالحاج بود، و قدرى جلوتر حركت مىكرد، متوجه حضرت شد، به انتظار ايستاد. امام صادق(ع) سرش را بلند كرده، فرمود:
«انَّ الإمام اذا دفع لم يكن له أن يقف الّا بالمزدلفة» 1؛ «اميرالحاج وقتى حركت آغاز كرد، نبايد تا مزدلفه توقف نمايد».
اما او به احترام حضرت ايستاد تا ايشان سوار بر مركب شده و حركت كردند.
«امام» در روايات حج، «اميرالحاج» است و فقها و محدثان بر اين مطلب تصريح كردهاند. علامه محمدتقى مجلسى مىگويد: «غالباً در كتاب حج كه امام گويند، مراد از آن اميرالحاج است». 2 صاحب جواهر نيز مىگويد: «المراد بالإمام اميرالحاج كما صرّح به غير واحد». 3همچنين صاحب حدائق مىگويد: «والمراد بالإمام هنا هو من يجعله الخليفة والياً على الموسم لاالامام حقيقة و ان كان منتحلاً». 4
در عين حال، پيشوايان معصوم به همراه مردم در سفر حج حضور داشتند و اعمال و مناسك حج را بهجا مىآوردند و مخالفتى از سوى آنان در رابطه با امراى حج نقل نشده است؛ چرا كه اساس و پايه مشروعيت خلفا مورد اشكال است و اميرالحاج تنها نماينده خليفه در موسم حج است. بلكه در پارهاى از موارد، تأييد نسبى آنان به معناى آنكه حجاج بيتالله الحرام در امر حج به هرحال اميرى دارند و بايد براى نظم در امور تابع او باشند، استفاده مىشود.
دولت عثمانى و امارت حاج
در اعصار بعدى نيز اهتمام خلفا به نصب اميرالحاج در تاريخ ثبت شده است. نصب اميرالحاج، علاوه بر جهات گوناگونى كه در موسم حج و در مكه دارد (و در مباحث آينده مطرح خواهد شد) در گذشته براى حفاظت و مراقبت از كاروانهاى حج در بين راه بوده است. با توجه به دشوارى سفرها در گذشته و خطرات فراوانى كه جان و مال