287و) هرچند عنوان اقتدا در روايات نيامده است، در بسيارى از روايات «الصلاة معهم» به مفهوم اقتدا است؛ از باب نمونه:
«عن سماعة عن أبي بصير قال سألته عن رجل صلّى مع قوم وهو يرى انّها الأولى وكانت العصر قال فليجعلها الأولى وليصلّ معهم». 1
در اين روايت، عبادت (صلى مع قوم) بىشك به معناى اقتداست؛ چون اگر صرف هماهنگى با آنها باشد، جايى براى اين پرسش نيست و سؤال و جواب لغو است.
اينگونه روايات در ابواب صلاة جماعت فراوان است. 2 پس اشكال به اينكه عنوانِ «اقتدا» در روايات نيامده، به نظر مىرسد ناتمام باشد.
ز) فقها در بحث اجزا و كفايت نمازى كه با تقيه خوانده شده از نماز واقعى، اين بحث را مطرح كردهاند كه «آيا وجود مندوحه طولى و يا عرضى لازم است يا نه». درحالى كه اگر نماز واقعى نباشد و مكلف بايد وظايف خودش را انجام دهد، اين بحث لغو و بىمعنا خواهد بود.
ح) به نظر مىرسد كه روايات تقيه مداراتى، مانند روايات امتنانيه است و شارع مقدس از باب امتنان براى حفظ مصلحتِ اهم، يعنى وحدت كلمه و عزت و شوكت مسلمانان، اين نماز هرچند ناقص را بهعنوان ثانوى به جاى نماز واقعى اولى پذيرفته است و نظير اين مطلب در فقه اسلامى در عبادات و غير عبادات فراوان است.
ط) با توجه به اينكه اين مطلب (خواندن قرائت و انجام ديگر وظايف) مورد ابتلا و نياز بوده است، بايد از سوى شارع بهگونه صريح بيان گردد. با اين وصف روايتى كه دلالت كند ائمه(عليهم السلام) در نماز جماعت با آنها وظايف را خودشان انجام مىدادهاند و يا دلالت كند مكلف بايد خودش قرائت را بخواند، ديده نشده است.
ممكن است اشكال طرح شود كه هرچند روايات تقيه مداراتى ما را به شركت در نماز جماعت با آنان ترغيب و تشويق مىكند، مفهوم آن صحت نماز نيست؛ بلكه بايد پيش از آن و يا بعد از آن، نماز اعاده و يا قضا شود؛ شاهد بر اين مطلب رواياتى است كه صاحب وسائل تحت عنوان «استحباب ايقاع الفريضة قبل المخالف أو بعده» 3گشوده است.