273مثالهاى آن فراوان است؛
ب) مستحب، و آن تقيهاى است كه تركش، به تدريج منتهى به ضرر مىشود؛ مانند ترك مدارا و دورى گزيدن از معاشرت با اهل سنت؛
ج) مباح، و آن موردى است كه دورىكردن از ضرر و يا نكردن آن مساوى باشد؛ مانند تقيه نسبت به اظهار كلمه كفرآميز؛
د) مكروه، و آن تقيهاى است كه ترك آن و نيز تحمل ضرر آن ناشى از اين ترك، بهتر باشد؛ مانند ترك كلمه كفرآميز از سوى اشخاصى كه رهبر و مقتداى مردماند؛
ه ) حرام، و آن تقيه در مورد دماء است. 1
جمعبندى
بىگمان برخى از مطالب و مثالهايى كه در اين تقسيمات مىآيد، مورد اشكال است؛ براى نمونه، سخن مرحوم شيخ انصارى در تقيه مكروه، كه گفت: مقصود از مكروه چيزى است كه ضد آن افضل است؛ زيرا پرواضح است ترك چيزى كه افضل است و بهتر، در همهجا مكروه نيست و نيز مثال تقيه مستحب به ترك مدارا؛ زيرا پس از اين خواهد آمد كه نفس جلب محبت اهل سنت مطلوب است؛ هرچند ضررى درپى نباشد. وليكن چون هدف از گزارش تقسيمات نقد و بررسى و بيان صحيح و باطل آنها نبوده، بلكه هدف آشنايى با اقسام تقيه و روشن شدن محل بحث، يعنى تقيه مداراتى است، ازاينرو از نقد و بررسى اين تقسيمات خوددارى مىكنيم و تنها اشارهاى مىكنيم به اين مطلب كه تقسيم حضرت امام از جهات فراوانى نسبت به ديگر تقسيمات برترى دارد كه از جمله اين جهات، جامعيت و منطقىبودن را مىتوان نام برد.
4. اختلاف فقها در تقيه مداراتى
نگاه و باور فقها به تقيه مداراتى از جهات گوناگون و متفاوت است. سزاست پيش از آغاز بحث، اين اختلاف روشن شود. براى پرهيز از طولانى شدن نوشته، تنها به بيان