231روافض، نسبت داده شده است و اين شرايط در بعضى از مقاطع تاريخ؛ مانند دوران بنىاميه و بنىمروان و بخشى از دوران خلفاى بنىعباس و همچنين در دوران بعضى از سلاطين عثمانى كه بخش عمده كشورهاى اسلامى را در اختيار داشتند، از حدت و شدت بيشترى برخوردار بوده است و اين اتهامات و مطالب دروغ و بىاساس، نهتنها در افواه عموم رواج داشته، بلكه در متن كتابها و تأليفات زيادى نيز منعكس گرديده است و از اين طريق، از شيعيان اهلبيت عصمت و طهارت قيافه مشوهى ارائه دادهاند و آنان گروهى دور از فرهنگ اسلام و مخربِ سنت و قرآن معرفى شدهاند.
نمونهاى از اين كتابها
كتابهايى كه در قرنهاى گذشته بر ضد شيعه نوشته شده، آنچنان فراوان است كه نمىتوان شمار دقيق آنها را بهدستآورد و مؤلفان آنها را شناساند. معالأسف منبع اصلى و امّ الكتاب اكثر اين تأليفات، پس از قرن هشتم، به جاى منابع اصيل از شيعه و اهل سنت، كتاب «منهاجالسنه» ابنتيميه 1 است كه وى در قرن هشتم با ديد تعصب و عناد عجيبى كه بر او حاكم بود، اين كتاب را تأليف كرد و اين مطالب ناروا و بىاساس را در آن گنجانيد و چون افكار و انديشه محمدبن عبدالوهاب، بنيانگذار وهابيت، ملهم از فكر و انديشه و برگرفته از تأليفات «ابنتيميه» است، لذا تأليفات او از نظر وهابيان داراى جايگاه ويژهاى است و در سطح دنياى اسلام به قيمت نازل و حتى رايگان منتشر مىشود و استناد اكثر مؤلفان و نويسندگان و خطبا و گويندگانِ روز، در معرفى شيعه به اين كتاب و مانند آن است.
نمونهاى از مطالب منهاجالسنه درباره شيعه
گرچه محتواى اين كتابِ چهارجلدى، سراسر هوچىگرى و خلافگويى بر ضد شيعه است، براى آشنايى خوانندگان، چند نمونه از مطالب آن را نقل مىكنيم. او مىگويد: