182نمىماند؛ زيرا مسافر در تمام شهرها مخير است كه «قصد اقامت ده روز» كند و نيز مخير است كه چنين قصدى نكند؛ در حالى كه آنچه از روايات (مانند رواياتى كه تمام خواندن را مذخور و از علوم مخزون الهى به شمار آورده است) بهدست مىآيد، اين است كه در اماكن چهارگانه، نوعى ويژگى و مزيت وجود دارد. 1
براى فهم بيشتر و بهتر از اين اشكال، شايسته است اشارهاى به كلام مرحوم بحرانى داشته باشيم. ايشان مىگويند:
وجوب تعينى «قصر»، در صورت عدم قصد اقامت و وجوب «تمام» در صورت عزم بر اقامت، نزد اصحاب ائمه، امرى واضح و معلوم بوده؛ بلكه چهبسا بتوان آن را از ضروريات دين در نزد ايشان بر شمرد... حال اگر اتمامِ وارده در اين روايات را مقيد به قصد اقامت ده روز بدانيم [همانگونه كه مرحوم صدوق و كسانى كه نظر ايشان را قبول كردهاند، قائل به آن هستند]، ديگر وجهى براى تكرار اين مسئله در اخبار متعدد - كه در اين باب مطرح شده است - نمىماند؛ [چرا كه طبق اين جمع، روايات به امرى بديهى اشاره مىكنند و اين با تعدد روايات باب و سؤال از نماز مسافر در اين اماكن سازگار نيست]. پس حق اين است كه بگوييم نماز مسافر در اين اماكن و سؤالها در ويژگى اين اماكن، تنها به اين خاطر بوده كه آنان مزيت و خصوصيتى از براى اين اماكن شنيده بودند و آن همان رجحان اتمام بدون قصد اقامت است. 2
پاسخ از اشكال اول
مرحوم صدوق و پيروان او، مزيت اين اماكن شريف را نفى نكردهاند؛ چرا كه طبق اين حمل، صرف «اقامت گزيدن به مدت ده روز» و در نتيجه تمام خواندن نماز، فضيلت دارد؛ در حالى كه در ديگر شهرها اين فضيلت و خصوصيت نيست؛ به عبارت ديگر، استحباب و رجحانِ قصد اقامت ده روز در اين اماكن، همان خصوصيتى است كه باعثِ ممتاز شدن آن در مقايسه با ديگر شهرها شده و سبب تعدد سؤال اصحاب از ائمه(عليهم السلام) گرديده است. 3