121مورد نخست معمول نيست؛ زيرا در اينجا دليلى بر تفاوت ميان مسجدالحرام و اماكن ديگر نداريم. مورد دوم موافق با احتياط است اما رعايت هر دو مسئله، دليل محكمى مىخواهد كه در اينجا موجود نيست.
از آنچه گذشت، روشن مىشود كه مشكل تقدم مأموم بر امام در نماز دايرهاى - البته در صورت ملاك قرار دادن محل ايستادن امام - يا در اصل وجود خارجى ندارد و يا اينكه در برخى دايرهها بروز پيدا مىكند و در برخى ديگر خير.
دو - اشكال تقابل (در برابر هم قرار گرفتن امام و مأموم)
اشكال دوم در نماز استدارهاى، تقابل است؛ يعنى مأموم به جاى آنكه در پشت سر يا كنار امام باشد، در برابر او قرار مىگيرد. در حالىكه تقابل و روبهرو بودن امام و مأموم، در نيمه دوم دايره، آشكارا ديده مىشود و اين مسئلهاى است غير معمول. از همين روست كه برخى از كسانى كه اين مسئله را جايز شمردهاند، شرط كردهاند كه امام و مأموم به يك سو، رو كنند؛ زيرا اگر اين مسئله بهطور مطلق، جايز شمرده شود، لازم مىآيد كه نماز جماعتِ متقابل (رودررو) در داخل كعبه جايز باشد و چهره امام و مأموم در برابر همديگر قرار گيرد. اما چنين تقابلى را نمىتوان به رسميت شناخت. 1
بايد گفت اين اشكال، شايسته تأمل است و دلايل جايز بودن اقامه نماز جماعت، به فرد شايع مربوط مىشود؛ اما اطلاق ادله - به فرض موجود بودن - ربطى به اين فرد نادر ندارد.
ممكن است گفته شود: از آن زمان كه كعبه به دست پيامبر خدا ابراهيم(ع) بنا گرديد، شكل هندسى مسجدالحرام به صورت دايرهاى بود؛ زيرا طواف كعبه - كه خداوند عزّوجلّ در آيه (وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ) (حج: 29) 2 از زبان ابراهيم خليل، آن را مورد تأكيد قرار داده است - بر دايرهاى بودن مسجدالحرام صحه مىگذارد. درست است كه اقامه نماز به شكل دايرهاى، در برخى موارد مستلزم تقابل و روبهروى هم قرار