91مانند محمل يا شبه آن بخورد، سپس داخل مَرمى بيفتد، كافى است؛ زيرا افتادن در محل رمى، با فعل او و به وسيله او بوده است.
اين تعبير نشان مىدهد كه محل رمى در سراشيبى بوده و اگر سنگ نزديك آن مىافتاد، مىغلتيد و در آن محل مىافتاد، كفايت مىكرد. اين دليل بر آن است كه ستونى به عنوان مرمى (محل رمى) مطرح نبوده، بلكه «مرمى» همان محل اجتماع سنگريزهها بوده است.
4. در كتاب «فقه الرضا» آمده است:
فَإِنْ رَمَيْتَ وَوَقَعَتْ فِي مَحْمِل وَانْحَدَرَتْ مِنْهُ الَيالْارْضِ أَجْزَأَ عَنْكَ». وفي ذيله عن بعض النسخ:
«وَ إِنْ أَصَابَ إنْسَاناً ثَمَّ أَوْ جَمَلاً ثُمَّ وَقَعَتْ على الْارْضِ أَجْزَأَهُ». 1
اگر رمى كردى و سنگ تو در محمل افتاد و از آنجا روى زمين (جمرات) قرار گرفت، كافى است و در ذيل آن، از بعضى نسخ چنين نقل شده: «اگر سنگ به انسانى كه در آنجاست اصابت كند يا به شترى، سپس بر زمين (جمرات) بيفتد، كافى است».
فقه الرضا، خواه مجموعهاى از روايات باشد يا يك كتاب فقهى متعلق به بعضى از قدماى اصحاب كه فتاواى خود را از متون روايات مىگرفته، عبارت بالا شاهد زنده مدعاى ماست كه جمره ستون نبوده، بلكه آن قسمت خاص از زمين بوده است. البته قرائن بسيارى در فقه الرضا ديده مىشود كه نشان مىدهد فقه الرضا يك كتاب فقهى است و مربوط به بعضى از بزرگان قدماى ماست. ولى در هر دو صورت، شاهد مقصود است.
5. مرحوم علامه حلى در كتاب «تذكره» مىفرمايد:
ولو رمي بحصاة فوقعت على الأرض ثمّ مرّت على سَنَنها، أو أصابت شيئاً صلباً كالمحمل و شبهه ثمّ وقعت في المرمي بعد ذلك أجزأه، لأنّ وقوعها في المرمي بفعله و رميه ... و أمّا لو وقعت الحصاة على ثوب انسان فنفضها فوقعت في المرمي فإنّه لايجزئه. 2
اگر سنگ را پرتاب كرد و بر زمين افتاد و غلتيد يا اصابت به چيز محكمى، مانند