90ستونها سنگ انداخت و هم به خود ستونها.
پس از ذكر اين مقدمه، به سراغ گروههاى پنجگانه مىرويم و از خداوند توفيق و هدايت مىطلبيم.
گروه نخست: كسانى هستند كه از جمره تعبير به «ارض» (زمين) و مانند آن كرده و گفتهاند: پرتاب سنگ بر آن قطعه زمين كافى است؛ بىآنكه كوچكترين سخنى از ستون به ميان آورند؛ مانند:
1. مرحوم ابوالصلاح حلبى در «كافى» مىفرمايد:
فإن رمي حصاة فوقعت في محمل أو على ظهر (بعير) 1 ثمّ سقطت على الأرض أجزأت و إلّا فعليه أن يرمي عوضها عنها. 2
هرگاه سنگريزهاى بيندازد و در محمل يا بر پشت شتر بيفتد، سپس روى زمين قرار گيرد، كافى است و الا بايد عوض آن را بيندازد.
2. مرحوم سيد ابوالمكارم ابن زهره در كتاب «غُنيه» چنين مىگويد:
وإذا رمي حصاة فوقعت في محمل أو على ظهر بعير، ثمّ سقطت على الأرض أجزأت ... كلّ ذلك بدليل الإجماع المشار إليه. 3
هنگامىكه سنگى بيندازد و آن سنگ در محمل يا بر پشت شتر بيفتد، سپس روى زمين (جمره) قرار گيرد، كافى است... تمام اينها به دليل اجماعى است كه قبلاً اشاره كردهايم.
همانگونه كه ملاحظه مىكنيد، مرحوم ابن زهره ادعاى اجماع بر كفايت اينگونه رمى مىكند.
3. مرحوم علامه حلى، در كتاب «منتهى» چنين مىفرمايد:
إذا رمي بحصاة فوقع على الأرض ثمّ مرّت على سَنَنها أو أصابت شيئاً صلباً كالمحمل و شبهه ثمّ وقعت في المرمي بعد ذلك أجزأه، لأنّ وقوعها في المرمي بفعله و رميه. 4
هنگامىكه سنگريزهاى بيندازد و روى زمين بيفتد و سپس بغلتد، يا به چيز محكمى