72در پاسخ اين مطلب مىگوييم: چنانچه يكى از معانى جمره «حَصَيات» هم باشد، در معناى اول، كه «مجتمعالحصى» باشد، حالت عَلَم بالغلبه پيدا كرده است؛ يعنى جمره در اين فرد خاص، علم شده است.
در كلام صاحب مدارك نيز اشاره شده كه مىفرمايد: «لِأَنَّهُ المَعروفُ الآن مِنْ لَفْظِ الجمرة» و ابن مالك در الفيه مىگويد: «و قد يصير عَلَماً بالغلبة مضاف أو مصحوب إلى كالعقبة»؛ يعنى گاهى لفظى در معنايى به واسطه غلبه استعمال در آن معنا، علم مىشود و ما الآن مىبينيم كه هرگاه لفظ الجمره گفته مىشود، بىدرنگ مجتمعالحصى، يعنى جايگاه سنگريزه و محل اجتماع آنها به ذهن مىآيد، نه خودِ سنگريزهها. بنابراين، به مجرد اينكه در پارهاى از لغات، جمره را به معناى حصيات گفتهاند، نمىتوانيم دست از معناى متبادر آن برداريم.
خلاصه كلام در توضيح و تشريح اين مطلب - در صورتى كه ستون باشد - آن است كه سه فرض مىتوانيم تصور كنيم:
1. فقط ستون رمى شود.
2. فقط اطراف ستون، يعنى زمينى كه احاطه به ستون دارد، رمىشود.
3. هركدام از ستون و اطراف آن رمى شود، كفايت مىكند؛ يعنى مخير است به هر كدام كه بخواهد بزند.
در صورت نبودنِ ستون نيز سه فرض وجود دارد:
1. فقط محل و جايگاه ستون، يعنى قسمت زير بناى ستون رمى شود.
2. زمينِ اطرافِ جايگاهِ ستون رمى شود.
3. هر كدام از زمين محل جايگاه و ستون يا زمين اطراف جايگاه رمى شود.
با سير در روايات و كلمات فقها، از اين احتمالات و فرضهاى ششگانه، دو مورد صحيح است:
الف) فرض اول از سه فرض وجود ستون؛ يعنى زدن به خود ستون، نه زمينِ اطراف