55كلمه از ماده حوط و احاطه گرفته شده است. لذا به باغهاى محصورى كه اطراف آن را ديوار كشيدهاند، حائط مىگويند.
ابن منظور در «لسان العرب» مىگويد: «و الحائط الجدار لِأَنَّهُ يحوط ما فيه، و الجمع حيطان»؛ «حائط به معناى ديوار است؛ زيرا آنچه را در وسط آن قرار دارد، احاطه مىكند و جمع آن حيطان است».
جالب اينكه معناى اصلى حوط حفظ و نگهدارى چيزى است و به ديوارهايى كه گرداگرد چيزى را مىگيرد، حائط گفتهاند؛ زيرا آن را حفظ مىكند.
بنابراين معنا ندارد كه به ستونى شبيه ستون فعلى جمرات، حائط بگويند و اگر ديوارى در آنجا بوده، ديوارى شبيه ديوار حوضچه فعلى جمرات بوده كه اطراف آن، قطعه زمين مخصوص كشيده شده است و ارتباطى به ستون ندارد (دقت بفرماييد).
ب) تشبيه به صفا و مروه، معناى خاصى را در اينجا القا مىكند؛ زيرا صفا و مروه دو كوه است؛ يكى كوچك و ديگرى كمى بلندتر و در آنجا ديوارى وجود نداشته است. وانگهى ديوار بودن، چه ارتباطى به مسئله وضو دارد كه مىفرمايد اين هر دو (صفا و مروه و جمرات) حيطان هستند و نيازى به وضو ندارد.
تصور ما اين است كه منظور از حديث بالا اين است كه صفا و مروه، يك محوطه معمولى است؛ مانند جمرات و حكم خانه كعبه و مسجدالحرام را ندارد كه براى انجام طواف، وضو گرفتن واجب باشد و براى دخول در مسجد، مستحب باشد. بنابراين حديث مزبور، هيچگونه دلالتى بر وجود ستون در جمرات ندارد؛ اگر دلالت بر خلاف نداشته باشد. به علاوه، همانگونه كه گفته شد، حديث مزبور حديث ضعيفى است كه چيزى را ثابت نمىكند.
نتيجه بحث روايى
گرچه در هيچ يك از رواياتى كه در بالا آورديم، سخنى از ماهيت جمره به ميان نيامده بود، ليكن از تعبيرات موجود در آنها مىتوان اطمينان يافت كه در عصر پيامبر(ص)